السيد الطباطبائي

561

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

6 - معنى اين حديث ها اين است كه معرفت تنها با توفيق خداوند متعال با اكتساب حاصل مىشود . اين وجوهى است كه مى توان در تأويل اين حديث ها گفت . با اين كه اكثرشان ، بعيد به نظر مى رسند . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : مخفى نماند : اراده اى كه مناط اختيار است ، به چيزى متعلق نمى شود مگر بر اساس تصور و تصديقى كه پيش از اراده باشد ، خواه اجمالًا و خواه تفصيلًا . بنابراين تعلق اراده به اصل معرفت و علم ، محال است . پس اصل معرفت و علم ، چيز اختيارى نيست تا فعل بندگان باشد و مانند ديگر افعال جوارحى شان ، باشد . و اين است آن چه حديث ها مى گويند . و اما تفاصيل علم و معرفت ( نه اصل شان ) اكتسابى و اختيارى و با واسطه هستند . بدين معنى كه انديشيدن در مقدمات ، انسان را مستعد مىكند كه نتيجه از جانب خداوند متعال ، افاضه شود . و با اين همه ، علم ، فعلى از افعال انسان نيست . و براى شرح اين مطلب محل ديگر هست كه به آن ها بايد رجوع شود . عبارت اخراى فرمايش طباطبائى ( ره ) چنين مىشود : 1 - اراده وقتى به چيزى تعلق مى گيرد كه پيش از آن ، دربار آن چيز تصور و تصديق در ذهن انسان باشد . 2 - اين تصور و تصديق ممكن است در مواردى به طور مجمل باشد و در مواردى به طور مفصّل . به هر صورت اصل آن بايد باشد . 3 - بنابراين هميشه علم ( تصديق ) مقدم بر اراده است . پس محال است كه اراده به اصل علم متعلق باشد . 4 - مراد حديث هاى مورد بحث ، همين است كه اين اصل علم ( تصديق مقدم بر اراده ) را بايد خداوند بدهد .